حد اعلایی و با حداقل ها همنشین

آه مرواریدِ اصلِ با بدل ها همنشین

از معمّا ماندن ات چندی ست لذت می بری

ای سؤال مشکلِ با راه حل ها هم نشین

من به لطفِ دوستانت رفتم امّا سعی کن

بعدِ من کمتر شوی با این دغل ها همنشین

دل به مفهوم سیاهی کم کم عادت می کند

چشم وقتی می شود با مبتذل ها همنشین

گردن آویزی چنین را پاره کن، آزاد شو

آه مرواریدِ اصلِ با بدل ها همنشین

 

29/10/93کاظم بهمنی

يادبعضي نفرات،

رزق روحم شده است

وقت  هر دلتنگي،

سويشان دارم دست

جرأتم مي بخشد،

روشنم مي دارد٠٠٠

نيما

٧/١٠/١٣٩٣